از روزی كه نگارش فارسی را
ياد گرفتم، مشكلات و بیقانونیهای آن را هم شناختم. در كنار آنها،
ندانستنِ اندك قواعد موجود يا كملطفی جمعيتی كه به اين زبان
مینوشتند نيز مشكل را بزرگتر نشان میداد و میدهد. از حدود ۱۵ -
۲۰ سال قبل كه نگارش فارسی با كمك كامپيوتر معرفی شد، مشكلاتی كه
كامپيوترهای آن روزگار با فارسی داشتند نيز ظهور كرد. با عرصه و
عموميت يافتن امكانات و مفاهيمی مثل اينترنت، ايميل فارسی،
وبلاگهای فارسیزبان و... و به دنبال آن استفاده بسياری از
فارسیزبانانِ ناآشنا يا كمتوجه به اصول نگارش و رسمالخط، عليرغم
كنارآمدن كامپيوترها با زبان فارسی، بیقانونیهای نگارش به طور
مكتوب در اينترنت ماندگار شد. البته وقتی كه به كسانی كه چنين
مینويسند، ايرادات نوشتهشان گوشزد میشود، بهانههايی میآورند،
از جمله:
-
محيط اینترنت بايد فارغ از محدوديتهای انشايی
و املايی و نگارشی باشد،
-
نوشتن در اينترنت با نوشتن كتاب و روزنامه و
مجله متفاوت است،
-
وقت كمی برای آپديت كردن هست و طبيعتاً اين
اشكالات پيش میآيد،
-
به خطر اكانت (Account) و كارت اينترنت و
تلفن و... در كار عجله هست،
-
فرصت بازخوانی مجدد مطلبی كه نوشته میشود
نيست،
-
در مدرسه و آموزشگاه كنكور و دانشگاه و
راديو و تلوزيون آنقدر ضد و نقيض گفته شده كه ديگر هيچ
قاعده و قانون نگارشی در ذهن نيست،
-
میتوان ساده نوشت و نگران اشتباه در دستور
و املای كلمات نبود،
كه اين آخری ديگر به قول
جوانهای امروز اِندِ (End) استدلال است.
البته مقداری جزئی حق
دارند، چون با زبان فارسی برخورد علمی نمیشود و اين زبان به مقدار
زيادی سليقهای شده. مثلا در زبان فارسی حروف به هم میچسبند و در
نتيجه در رسمالخط مشكلاتی پيش میآيد و كسی هم به فكر راهحل
ريشهای نيست. يا مثلا بحث جدانويسی يا سرهمنويسی كلمات بحث
غامضی شده و اين روزها هر كس نظر خودش را دارد.
متاسفانه به نظرم میرسيد
كه در اين روزگار آشفتگی زبان، كمتر كسی از كاربران دغدغه اين
كمتوجهیها را در سر دارد. از اين رو مدتی بود در فكر نوشتن مطلبی
بودم كه به برخی از مشكلات در زمينه استفاده از اصول علامتگذاری
(Punctuation) و تا حدی
فاصله كاذب (Pseudo Space) (يا آنچه كه ´نيمفاصله` نيز
مینامندش، اما به نظر من نيمفاصله چيز ديگریست.) اشاره كنم. به
نظر من علامتگذاری موضوع فوقالعاده سادهای میباشد كه قواعدش
كاملا موجود، و يادگيری و كاربردش هم سهل است. نتيجه كاربرد صحيح
آن هم خلق نوشتهای تميزتر و منظمتر و بیغلط است كه خواننده را
آزار نمیدهد و به انتقال بهتر مفاهيم كمك میكند. بحث فاصله كاذب،
البته، نسبتا پيچيده است. اما خوشبختانه در بسياری از موارد
اتفاقنظری در مورد آن ايجاد شده است.
در انتها چند نكته از
گفتهها را به طور خلاصه، به اضافه چند نكته ديگر كه
ذكری ازشان به ميان نيامده بود، میآورم. البته اين قواعد خيلی
مفصلتر از اين است و با مراجعه به كتابهای مربوط، میتوان آنها
را به خوبی آموخت. اما اينهايی كه اينجا مینويسم، چيزهايی است كه
خودم به طور روزمره و با تواتر بيشتری درگيرشان هستم كه فكر میكنم
ديگران نيز چنين باشند.
-
فاصله انداختن بين نشانهای علامتگذاری مثل
نقطه (.)، ويرگول (،)، نقطهويرگول (؛)، دونقطه
(:)، علامت سوال (؟)، و علامت تعجب (!) با كلمه قبلی خود
غلط است و فاصله نيانداختن بين آنها و كلمه بعدیشان هم
به همچنين. به عبارت ديگر هميشه علامتهای بالا به كلمه
پيش از خود میچسبند و از كلمه بعدی فاصله میگيرند. اين
فاصله هم بايد به اندازه يك فاصله میباشد و نه بيشتر.
درست اين است:
[كلمه] [علامت نقطهگذاری] [فاصله يا همان space] [كلمه
بعد]
رعايت اين شيوه، هم شكل ظاهری متن را زيباتر میكند و هم
باعث میشود علامتگذاریهای متن شما در هر حالتی از ديده
شدن در مونيتور و يا چاپ شدن روی كاغذ، به هيچ وجه از
انتهای سطر پايين نيافتند.
-
به قول يكی از دوستان: ”اين سه نقطهها كه
ديگه داشت من رو میكشت!“ سه نقطه (...) برای نشان دادن
حذف مطلبی از نوشته به كار میرود. تعداد نقاط فقط ۳ عدد
است، نه يكی كمتر، نه يكی بيشتر. ضمنا سه نقطه حتما به
كلمه پيش از خود میچسبد و از كلمه بعد از خود فاصله
میگيرد. متاسفانه در برخی نوشتههای اخير فارسیزبانان، از سهنقطه بسيار زياد و بیجهت استفاده میشود. درضمن
وقتی جملهای را با سهنقطه تمام میكنيد، نيازی به
استفاده از نقطه در آخر جمله نيست.
-
علامت تعجب هم متاسفانه اين روزها بيش از
اندازه به كار میرود. شايد اين كار
اثری باشد كه برخی جرایدنويسان بر ادبيات مكتوب ما گذاشتهاند.
در هر صورت، استفاده افراطی از هر چيزی، ارزش و مفهوم آن
را لوث میكند.
-
علائم جفت مثل ()، ”“، ´`، ""،«»، [] يا {}
بايد بعد از يك فاصله از كلمه قبل از خود باز شوند، و پس
از بسته شدن نيز بين آنها و كلمه بعدیشان يك فاصله قرار
گيرد. ضمنا آنچه كه داخل اين علائم نگاشته میشود بايد
بدون فاصله از علامت شروع شود و پس از نوشته نيز، علامت
بدون فاصله بسته شود، به عبارت ديگر نوشته داخل علائم جفتی
بايد از ابتدا و انتها بدون فاصله به علائم بچسبد.
-
فاصله كاذب مفهومی
نسبتاً جديد است كه پس از پيدايش
تايپ، بهويژه به شكل كامپيوتریاش، ايجاد شد. با فاصله كاذب
هر لغتی بهرغم ظاهرش ـ كه دو كلمه جدا ديده میشود ـ يك
لغت حساب میشود. مثلا بايد نوشت «فارسیزبانان». بدون
وارد كردن فاصله كاذب، اين لغت به دو كلمه مجزای «فارسی» و
«زبانان» تبديل میشود زيرا فاصله ميان دو كلمه به معنای
مستقل بودن آنهاست. برای اطمينان از اين موضوع روی كلمه
فارسیزبانان دوبار كليك كنيد تا ببينيد كل كلمه و به
عنوان يك كلمه انتخاب میشود.
-
«می» و «نمی» فعلهای مضارع چه وقتی كه
محاورهای مینويسيم و چه غيرمحاورهای، بايد جدا از ريشه
فعل نوشته شوند. مثلا «ميشه» و «ميشود» غلط است. بايد نوشت
«میشه» و «میشود». دقت كنيد كه نبايد به هنگام تايپ كردن
از كليد فاصله (Space) استفاده كرد. كليد فاصله برای ايجاد
فاصله ميان كلمات مستقل بهكار گرفته میشود. در اين موارد
و برخی موارد ديگر بايد از فاصله كاذب استفاده كرد. به
خصوص برای محيطی مثل اینترنت كه نهايتا نمايش چيدمان نهايی
جملهها و كلمهها نسبیست و لزوما به همان ترتيبی نيست كه
نویسنده در مونيتور خود میبيند. استفاده از فاصله كاذب
باعث میشود كه پيشوند افعال در عين اين كه جدا ديده
میشود، در هيچ شرايطی از كلمهی اصلی خود جدا نشود و
مثلا «می» تهِ خط نمیماند و ريشهی فعل بيفتد اولِ خط
بعدی.
-
«ها»ی جمع هم از همين قاعده پيروی میكند و
به هيچوجه نبايد آن را به كلمهای كه جمع بسته شده،
چسباند. برای مثال «دستها» غلط است و بايد نوشت «دستها» و
برای تايپ بايد از فاصله كاذب استفاده كرد.
بار ديگر يادآوری میكنم كه
برای آموختن اين اصول و يافتن مطالب جامع مرتبط با آن، به
كتابهای آيين نگارش زبان فارسی و نیز قواعد نگارش فرهنگستان
زبان فارسی مراجعه فرماييد.